X
تبلیغات
رایتل

.:| مرمت آثار و ابنیه تاریخی |:.

- Historic Building Reparation

خط پهلوی

Pahlavi scripts

 Read more to go and do not forget to comment


خط پهلوی نام یک دستهٔ کلی از دبیره‌هایی است که برای نوشتن زبان(های) فارسی میانه (شامل پهلوی اشکانی ) به کار می‌رفته‌اند . تمام این خطها ریشه در خط آرامی دارند و مانند آرامی از راست به چپ نوشته می‌شده‌اند .


 

 نمونه ای از خط پهلوی 

 

دبیره های پهلوی

دبیره‌های پهلوی را معمولاً به زیرشاخه‌های زیر تقسیم می‌کنند :

  • پهلوی اشکانی (کتیبه‌ای و گسسته‌است)
  • پهلوی ساسانی (یا پهلوی زرتشتی)
    • پهلوی گسسته (یا پهلوی کتیبه‌ای)
    • پهلوی پیوسته (یا پهلوی کتابی)
  • پهلوی زبوری یا مسیحی

این دبیره‌ها گرچه اصل و ریشه‌ای یکسان و شباهت‌هایی با هم دارند ، تفاوتشان به حدی‌است که جداگانه از آنها یاد شود . خود واژهٔ پهلوی برگفته از پهلو است که خود صورتی از واژهٔ پرثوه (که صورت باستانی واژهٔ پارت است) می‌باشد .

به طور کلی خط پهلوی خطی پر ابهام به شمار می‌رود و ابهام بعضی گونه‌های آن نظیر پهلوی کتابی بیشتر از بقیه‌است . در گونه‌های منفصل بیشترین جنبهٔ ابهام به علت دلالت یک نویسه بر چندین واج است . در گونهٔ متصل علاوه بر این گونه ابهامات مشکل دیگری نیز پدیدار می‌گردد . اتصال چند حرف به یکدیگر باعث شباهت مجموعه حروف به حرفی دیگر می‌شود .

خاصیت دیگری که در تمام گونه‌های خط پهلوی وجود دارد وجود هزوارش در نوشته‌هاست . هزوارش که به صورت هزوارشن و اوزوارشن و صورت‌های مشابه دیگر هم در زبان فارسی آمده‌است به این معنی است که در نوشتن متن‌های پهلوی گاه کلمه‌ای را به آرامی می‌نوشتند لیکن هنگام قرائت فارسی می‌خواندند . مثلاً ملک می‌نوشتند و هنگام قرائت شاه می‌خواندند . باید توجه داشت که هزوارش با وام‌واژه تفاوت دارد . وام‌واژه یک عادت زبانی‌است در حالی که هزوارشن تنها یک عادت رسم‌الخطی‌است . برای علت یا دلیل وجود هزوارشن در نوشته‌های پهلوی حدسهای گوناگونی زده‌اند . یکی از این حدسها این است که از آنجا که سنت دبیری خاص آرامیان بوده‌است بسیاری این واژه‌ها در نوشتار وارد شده‌اند اما از آنجا که اربابان این دبیران آرامی نمی‌دانستند این واژه‌ها هنگام برخوانی از بهر ایشان به فارسی برگردانده می‌شدند .

خط پهلوی که خطی پر ابهام بود برای ثبت دقیق اصوات مفید نبود و حتی می‌توانست باعث اشتباه در قرائت شود . از این رو در زمان ساسانیان برای نوشتن اوستا خط اوستایی از روی خط پهلوی کتابی ابداع شد . خط اوستایی خطی فوق‌العاده دقیق و بدون ابهام بود و حرفهای آن منفصل بودند (جز چند مورد معدود) . در بعضی متن‌های پهلوی واژه‌های دشوار و دور از ذهن گاه به خط اوستایی نوشته می‌شدند .

معمولاً ایران‌شناسان برای مطالعه و نگرش متن‌های پهلوی آنها را به خط لاتینی بر می‌گردانند . این برگردانیدن به دو صورت حرف‌نویسی و آوانویسی صورت می‌پذیرد . در مرحلهٔ اول متن را به دبیرهٔ لاتینی حرف‌نویسی می‌کنند و در مرحلهٔ بعد آن را آوانویسی می‌کنند . به خاطر ابهام خط پهلوی حتی حرف‌نویسی متن‌ها هم کار چندان آسانی نیست . در برخی موارد خصوصاً مربوط به خط پهلوی کتابی گاه بر سر صورت حرف‌نویسی‌شدهٔ واژه میان ایران‌شناسان اختلاف نظر وجود ‌دارد . آوانویسی خط پهلوی هم دشواری‌های زیادی ‌دارد . نخست اینکه در خط پهلوی مصوت‌های کوتاه نشانهٔ جدا و ویژه‌ای ندارند . دوم اینکه مصوت‌های بلند را گاه به صورت صامت هم می‌توان در نظر گرفت . این دو خصیصهٔ ذکر شده در خط امروزی فارسی هم وجود ‌دارد . (مثلاً شاپور را شاپوَر هم می‌توان خواند) دیگر آنکه در خط پهلوی املای تاریخی و شبه‌تاریخی فراوان یافت می‌شود از این رو صورت نوشتهٔ کلمات لزوماً صورت ملفوظ آنها در زمان کتابت متن نیست .


 

 نمونه ای از خط پهلوی در طاق بستان 

 

تاریخچه و ویژگیها

کسی که با واژگان یک زبان آشنا باشد و چگونگی نگارش آن به یک دبیره را دیده باشد ،‌ به آسانی آنرا خواهد خواند . ولی نکته آنجاست که یک واژه را برای نخستین بار در یک دبیره ببینیم . آنگاه آیا خواهیم توانست آنرا بخوانیم ؟ تصور کنید که اصلا آن واژه را نشنیده و نمی شناسیم.  برای نمونه نامها . آیا میتوانیم نامی که نمیشناسیم را به درستی بخوانیم ؟ با لحاظ کردن این فاکتور ، باید گفت هیچ دبیره ای 100 درصد کامل نیست . ولی به گونه نسبی میتوان دبیره ها را کامل و ناقص شمرد . برای نمونه دبیره انگلیسی یا فرانسوی یا آلمانی که با توجه به اهمیت بسیار بالای این سه زبان ،‌ دبیره های برتر امروزین جهان هستند ، با توجه به اینکه از دبیره ای به نام لاتین برگرفته شده اند ، جزو دبیره های کامل می باشند . ولی این کامل بودن 100 درصد نیست . برای نمونه ، واکه A در این زبانها هم برای آ و هم برای اَ (فتحه) به کار میرود . همچنین در انگلیسی گاهی برای اِ (کسره) کوتاه نیز به کار می آید و قاعده ها برای آن کامل نیستند . با اینحال به دلیل وجود واکه های صدادار (vowel) در این دبیره ها ، میتوان آنها را نسبتا کامل دانست . درحالیکه دیگر دبیره سرشناس جهان یعنی دبیره ایرانی – عربی (perso arabic script) دبیره ای ناقص است . این دبیره تا یک سده پیش نیمی از جهان متمدن از هند تا آسیای میانه و ایران و قفقاز و ترکیه و خاورمیانه و آفریقا را در بر میگرفت . ولی در برخی کشورها همچون ترکیه با روند مدرنیسم و در برخی همچون آسیای میانه و قفقاز به دلیل استعمار روسیه و در برخی دیگر چون هند به دلیل ملی گرایی ، جای خود را به دبیره های دیگر داد . با اینحال هنوز در همه کشورهای عربی و ایران و افغانستان و پاکستان برای زبانهای عربی ، فارسی ، پشتو و اردو به کار میرود .

مهمترین ویژگی دبیره ایرانی – عربی که بدبختانه حتی ما ایرانیان نیز آنرا دبیره عربی میخوانیم ، نداشتن حروف صدادار است . بنابراین اگر همین نوشتار را به یک کودک ایرانی و یا بزرگسال ناایرانی بدهیم ، حتی اگر نخست او را با 32 حرف فارسی آشنا کرده باشیم ، باز هم او در خواندن بسیار مشکل خواهد داشت . به ویژه مشکل آنجا خود را بیشتر نمایان میکند که چند واژه با معانی متفاوت به یک گونه نوشته میشوند . این ویژگی در واژگان عربی بیشتر نمایان میشوند . برای نمونه "ملک" به چهار گونه خوانده میشود که هر چهار گونه درست بوده و معنی خود را دارد . یا واژه مدرس که اگر madras خوانده شود نام شهری در هند است و اگرmodares  خوانده شود نام شخصیتی ایرانی و صدها واژه دیگر . شاید گفته شود که این مشکل با علامت های  َُِ  حل شده است ولی چنین نیست . بکارگیری این نشانه ها آنقدر سخت و دشوار است و خط را چنان زشت و ناپسند میکند که امروز در هیچکدام از این 4 زبان ، بکار گرفته نمی شوند . نگاهی به نسخه های 1300 سال گذشته نشان میدهد که این نشانه ها بسیار کم در کتابها به کار رفته اند. 

از این جهت باید گفت دبیره ما نسبت به دبیره اروپاییها در خواندن سخت تر است و در نوشتن آسانتر . به همین جهت نویسندگان و تایپیست های ما تندتر از نویسندگان و تایپیستهای زبانهای اروپایی می نویسند .

به این ویژگی دبیره ایرانی – عربی یا همان فارسی خودمان ، به این جهت اشاره کردم که دبیره پهلوی که امروز قصد آشنایی به آنرا داریم ، از همین جنس است و حروف صدادار را ندارد . یعنی خواننده متن پهلوی اگر برای نخستین بار با یک واژه روبرو شود ، کمی لنگ می زند . به ویژه که اصلا آن واژه یا نام به گوشش نخورده باشد . تصور کنید که کسی (یا به جهت کودک بودن و یا کم سوادی) "سهروردی" را نشناسد . چند درصد میتوان احتمال داد که او پس از روبرو شدن با این نام در یک نوشتار ،‌ بتوان آنرا درست بخواند ؟‌ به گمان من احتمالش نزدیک به صفر است . چراکه حتی اگر بخواهد از روش تطبیقی جلو رود ، آنرا saharverdi خواهد خواند . خواننده نوشتار پهلوی درست همانند یک کودک که نوشتار فارسی میخواند خواهد بود . چون سواد او در شناخت واژگان پهلوی همانند سواد یک کودک ، کم است . پس مجبور است ،‌ حالت های گوناگون را یک به یک آزموده و در پایان ببیند که کدام حالت به گوشش آشنا تر است . به همین جهت در کتابهای فارسی که متن های پهلوی یا دیگر زبانهای باستانی را ترجمان کرده اند ،‌ برای کمک به خواننده ، نوشتار پهلوی را به لاتین آوانویسی کرده اند و نه به فارسی . چون فارسی و پهلوی از یک قماش اند و کمکی نمی کنند .

دیگر ویژگی دبیره ایرانی – عربی همسان بودن واکه هاست . حتما یادتان هست که در سال نخست دبستان و به هنگام آشنایی با واکه ها ، همسانی خ ، ج ، چ ، ح . همسانی س ، ش . همسانی ی ، ب ، ت ، ث ، پ ، ن در میان واژه . همسانی ر ، ز ، ژ . همسانی ص ، ض . همسانی ط ، ظ . همسانی ع ،غ . همسانی ک ،گ . همسانی ق .ف . همسانی د ، ذ . همسانی ا و ل در میان واژه ما را دچار مشکل می کرد . یعنی فقط واکه "م" و "و " ظاهری مستقل از دیگران دارند . باقی واکه ها با نقطه متمایز میشوند و این دومین ایراد اساسی دبیره ایرانی – عربی است . به همین جهت نسخه خوان های نوشتارها و کتابهای کهن و کلاسیک فارسی و عربی دچار مشکل می شوند . چراکه در نسخه های دستی ، نقطه ها گاه می افتند و گاه از جای اصلی خود دور میشوند و گاه با سطر بالایی اشتباه گرفته میشوند و . … از این جهت درست است که بگوییم این دبیره 14 واکه (حرف) دارد و نه 32 تا .

جالب است بدانید که این دبیره در آغاز ساخته شدنش در سده نخست هجری بی نقطه بود . خطی که آنرا کوفی می نامیم نقطه نداشت . و این خط را مادر خط کنونی می دانند . همین بسنده می کند که بگوییم این دبیره ایرانی است و نه عربی ، چراکه کوفه شهری نوپا بود که پس از اسلام و پس از فتح ایران به دست اعراب مسلمان ، در جایی که پیشتر قلمرو ایران ساسانی بود ، بنا نهاده شد . پس دبیره کوفی نمی تواند از شهر کوفه کهن تر باشد . بلکه باید پس از بنا نهادن کوفه شکل گرفته باشد . کوفه در زمان علی بن ابیطالب برای نخستین بار حالت شهری به خود گرفت و پیش از آن پادگانی نظامی برای گسیل داشتن نیرو به شرق بود . کهن ترین نسخه از قرآن - که کهن ترین کتاب به زبان عربی است - به دبیره کوفی نگاشته شده . پس مجبوریم بپذیریم که در بهترین حالت ممکن ، قرآن برای نخستین بار در پایان خلافت علی بن ابیطالب یعنی 30 سال پس از درگذشت پیامبر اسلام و 43 سال پس از آغاز نزول قرآن مکتوب شد و پیش از آن مکتوب نبود . چراکه اعراب هیچ خط دیگری نمی شناختند . و آنچه درباره گردآوری قرآن از سوی ابوبکر و تدوین آن به دست عثمان گفته اند ، افسانه است .

حال تصور کنید ، خط کوفی در شهری نوپا در قلب میانرودان که تا چندی پیش بخشی از قلمرو ایران ساسانی بوده ، ساخته می شود . بیگمان بخش بزرگی از مردم این شهر نوپا بومی همان سرزمین و ایرانی اند . آن بخش هم که عربند ، بهره ای از سواد ندارند و فقط جنگجو هستند . حال روشن می شود که این خط را چه کسانی ساخته اند ، ایرانیان و یا اعراب ؟ نگاهی به دبیره پهلوی و سنجش آن با کوفی و دبیره کنونی ، دیگر هیچ شک و شبهه ای نمی گذارد که این خط را ایرانیان از روی دبیره خودشان ساخته اند . ولی از آنجا که این خط برای نوشتن قرآن به عربی به کار می رفته است (تا 250 سال قرآن ترجمه نشد) ،‌ و ایرانیان هنوز کتابهای خویش را و همچنین اسناد مالی و اداری و حکومتی را به زبان و خط پهلوی می نوشتند ، این خط نوین را عربی خواندند . پس از چندی زبان و خط رسمی امپراتوری امویان از زبان و خط پهلوی به عربی برگشت . ولی تا دوران عباسی هنوز همین دبیره کوفی بدون نقطه‌ را بکار می بردند . تصور کنید همین نوشتار ، نقطه نداشته باشد . ببینید آیا می توانید آنرا بخوانید ؟! . حال ببینید خواندن عربی (به ویژه قرآن) چقدر دشوار و حتی ناممکن بود . تا اینکه یکی از وزیران ایرانی خلیفه به نام "ابن مقله" برای این دبیره ، نقطه گذاری کرد و عملا تعداد حروف را از 14 به 28 رساند . اگرچه او را به زندان انداخته و کشتند . ولی خطی که او بهینه کرد ، در همان زمان جا افتاد و تا امروز برای زبان عربی به کار می رود . در سده سوم هجری ایرانیان مسلمان به اندیشه فارسی دری نویسی افتادند . آنها یا به جهت تعصب دینی و یا به جهت ناآشنایی با پهلوی ، دبیره نوین مسلمانان را برگزیدند که تا امروز ادامه دارد . آنان 4 حرف "گ چ پ ژ" را که در زبان عربی وجود نداشت ، به این دبیره افزودند . ولی با این هدف که فارسی خوانان ، توان خواندن قرآن را نیز داشته باشند ، حروفی که در فارسی کاربردی ندارد را حذف نکردند . بدین ترتیب می بینیم که حروفی چون ح ، ض ،‌ ظ ، ط ، ص ، ث وارد زبان و خط فارسی شدند ، بی آنکه به کار بیایند . شاید کسی بگوید ، درست است که واژگان ایرانی با این واکه ها نوشته نمی شوند ، ولی زبان فارسی انبوهی از واژگان عربی را وام گرفته است که این واکه ها برای نوشتن آنها لازمند . پاسخ اینجاست که اگر واژه ای از زبانی وام گرفته شود ، نیازی نیست تا حتما به همان شیوه که در آن زبان نگاشته می شوند ، در این زبان هم نگاشته شود . مگر واژگان لاتین و فرنگی را در فارسی به همان شیوه اصلی اش می نویسیم ؟ یا مگر انبوه واژگان فرانسوی که به زبان انگلیسی رفته اند ، در انگلیسی درست همانند فرانسوی نوشته می شوند؟ (  familie، probleme و ...) پس هیچ نیازی نیست که واژگان عربی در فارسی حتما با واکه های عربی نوشته شوند . عرب می توانستیم ارب بنویسیم ، خط را خت ، تعصب را تاسب ، حکومت را هکومت ، عثمان را اسمان ، اصلا را اسلن ، ضرب را زرب و ظاهر را زاهر. آنگاه این همه مشکل در املا نداشتیم . همین نقص دبیره فارسی باعث شده تا این دبیره وارون دبیره پهلوی ،‌ در نوشتن هم چندان ساده نباشد . یعنی اگر دبیره پهلوی در خواندن سخت است ولی در نوشتن ساده است و یک واژه را یک جور بیشتر نمی توان نوشت . ولی در فارسی با جهت وجود واکه های بی استفاده عربی ،‌ نوشتن هم سخت است . همچنانکه خواندن هم . به همین جهت از دوران رضا شاه که بخشهای بزرگی از فرهنگ ایرانی زیر تاثیر مدرنیسم دگرگون شد ، پیشنهاد کنار گذاشتن دبیره ناقص و مشکل دار فارسی نیز داده شد که این کار انجام نگرفت . شاید مهمترین دلیل کنار نگذاشتن این دبیره ، توافق نکردن بر روی جایگزین آن است . بسیاری بدلیل ناسیونالیسمی با دبیره لاتین مخالفند . درحالیکه بسیاری ساختن یک دبیره نوظهور به دست ایرانیان و جایگزینی آن با دبیره کهن را کاری نامنطقی می شمارند . گاهی نیز پیشنهاد شده تا دبیره اوستایی که هم کامل است و هم مشکلات دبیره فارسی را ندارد ، جایگزین گردد . 

 

گردآورنده : محسن ده بزرگی

تاریخ ارسال: 1389/03/02 ساعت 10:42 ق.ظ | نویسنده: m. d | چاپ مطلب 0 نظر