X
تبلیغات
رایتل

.:| مرمت آثار و ابنیه تاریخی |:.

- Historic Building Reparation

سنگ نگاره های یزد

Yazd Petroglyphs

 

 Read more to go and do not forget to comment

 

 شعار جهانی سنگ نگاره ها

 * هرگز آنها را لمس یا خیس نکنید . بسیار ضربه پذیر هستند.
* هرگز روی آنها اثر نگذارید و چیزی اضافه نکنید.
* روی آنها راه نروید.
* همان طور که هستند بگذارید بمانند.
* فقط از آنها عکس بگیرید.
* Never touch or wet rock art - it is highly damaging
* Never chalk or enhance engravings
* Do not walk on engraved rock
* Leave all archaeological artefacts as they are
* Only take photographs, only leave your footsteps  
 

سنگ نگاره های ارنان یزد

 
 ما در بررسی سنگ نگاره های ایران و درک پیوستگی پیامی آنها در فرصت های مختلف به غارها ،کوه ها و دره های نقاط مختلف ایران سفر می کنیم تا از نزدیک نقوش موجود در محوطه ها را مشاهده و تعمق کنیم، این بار از مسافتی طولانی (نزدیک به هزار کیلومتر) وارد دیار کهن یزد شدیم تا یک محوطه از سنگ نگاره های استان یزد را از زوایه و دیدگاهی متفاوت بر چون و چرای به وجود آمدن آنها داشته باشیم ، البته قبلاً توسط افراد مختلف درسال های قبل از 1374 مطا لعاتی بر روی آنها صورت گرفته است ،  که جای تقدیر دارد.
ما سعی داریم با نگاهی تازه به سنگ نگاره های کوه ارنان بپردازیم، امید است خدمتی کرده باشیم.
 

   تک کوه زیبای ارنان در وسط دشتی گسترده با رمز و راز های نا مکشوف
 
برای حضور در محوطه سنگ نگاره های ارنان  برای کسی که بومی آنجا نیست خیلی مشکل است، مثل این است که شما می خواهید در یک استان پهناور چندتا خط که بر روی چند تخته سنگ در کوهی از رشته کوه های زاگرس است، را پیدا کنید، آن هم بدون اینکه نقشه یا بیوگرافی خاصی در نقشه های رسمی استان از آنها وجود داشته باشد.
ساعت 6 صبح مورخه 2/1/87 وارد استان یزد شدیم ، از هرکس سراغ کوه ارنان را می گرفیتم اطلاعی نداشتند، هیچ دستگاه دولتی هم در این ایام باز نبود که از طریق آنها کسب اطلاع کنیم ، از فرط نا امیدی و خستگی وارد یک مغازه که در حال چیدن اجناس خود در بیرون از مغازه بود، شدیم ، ضمن تبریک سال نو از او راهنمایی خواستیم ، فروشنده فردی چهار شانه و با چهره ای آفتاب خورده بود ، او با خوشرویی و حوصله مسیر رسیدن به مقصد مورد نظر را توضیح داد و ماهم با شتاب و عجله گفته های او را یاداشت می کردیم ، لحظات برای ما شوق برانگیز بود ، به میدان مجاهد رفتیم و از آنجا به خیابان آیت الله کاشانی و از ِِآنجا به طرف  مهریز و...طی مسیر کردیم.
 

      نگارنده در کنار تخته سنگ غول پیکر شماره یک   
از فرط خوشحالی صبحانه هم نخوردیم و به راه خود ادامه دادیم ، پرسان و جویان بعد از چند ساعت وارد منطقه ای شدیم که دشتی وسیع داشت و کوهی در آن وجود نداشت و ما با کسی هم مواجه نمی شدیم تا راهنمایی بگیریم تا اینکه از دور تک کوهی نمایان شد و از نشانه هایی که از کوه ارنان داشتیم متوجه شدیم ، این همان کوه مورد نظر است، ادامه دادیم تا به روستای نزدیک کوه که تابلو ارنان در ابتدای جاده آن نصب شده بود رسیدیم ، فردی با موتور سیکلت در حال گذر از آنجا بود، آدرس سنگ نگاره های آن دیار را گرفتیم ، ولی اطلاعی نداشت، اما او به ما گفت: دامنه آن کوه یک قدمگاه است شاید آنجا باشد،  سئوال کردیم جاده آن کجاست ؟ گفت بیرون ده از سر قبرستان ها می گذرد و با دست به طرف آنجا اشاره کرد،  ما ضمن تشکر به راه خود ادامه دادیم  وقتی داخل روستا رسیدیم اغلب مردم ما را کنجکاوانه زیر نظر داشتند ، تا اینکه به قبرستان مورد نظر رسبدیم، و از راهی خاکی و صعب العبور که  هر چند متر می بایست از جوی آبی که از عرض جاده می گذشت ،  با سختی گذر کنیم.تا به پای کوه برسیم. کوه ارنان در فاصله یکصد کیلومتری جنوب شرقی یزد و درمحدوده شهرمهریز به صورت کوهی منفرد قرار دارد .ارتفاع این کوه 840 متر، محیط آن در حدود 25 کیلومتر و سنگهای کوه از جنس سنگ های رسوبی آهکی دوره نئوژن از دوران سوم زمین شناسی است که درصفحات آتی بیشتر به آن خواهیم پرداخت، در دامنه ضلع شرقی و غربی کوهپایه ارنان تعدادی چشمه و رشته قنات هایی کم عمق و کم آب وجود  دارد که موجب پیدایش تعدادی مزرعه  و روستای قدیمی در پیرامون این کوه شده است.
حالابعد از طی مسافتی حدود 100  کیلومتر از یزد تا بدین جا ، گام بعدی پیدا کردن نقوش مورد نظرمان بود.
 

       Ancient rock art - Ibex and holy symbols: the footprint of God 
     نگارنده در حال مطالعه و بررسی سنگ نگاره های ارنان (ارنون ) یزد- بهار 87
 
از پیش می دانستیم که اول باید محل وجود آب یا گذرگاه های آب را پیدا کنیم وقتی آنها را پیدا کردیم حتماً نقوش و بویژه نقوش بزکوهی را پیدا خواهیم کرد ، این یک روند و فرمول برای پیدا کردن سنگ نگاره ها در ایران می باشد. قدمگاه یعنی محل وجود آب (چشمه یا قنات) ، آن را پیدا کردیم ، جالب اینکه در هزاره های قبل از میلاد و حتی دوره تاریخی در ضلع شرقی کوه ارنان  علاوه برچشمه سار ها، دریاچه ای کوچک نیز وجود داشته که هم اکنون نیز آثار شوره زار آن  قابل مشاهده است ، گام دوم یافتن تخته سنگ های نقش پذیر (بوم ها ) بود که آنهم در این کوه بزرگ باز کار دشواری بود، ولی به دشواری گام های قبل که پشت سر گذاشته بودیم، نبود .این را هم از قبل می دانستیم که نزدیک ترین نقوش به محل زایش آب بز کوهی خواهد بود .(نماد در خواست آب ، زایندگی و فراوانی نعمت )
وسایل مورد نیاز را از داخل اتومبیل سواری برداشتیم و وارد دامنه کوهستان شدیم،( چون این کاری بسیار سخت و پر خطر است هرکس یک بار آنرا همراه با ما تجربه کند بار دوم محال است همراه و هم سفر ما شود)، تخته سنگ غول پیکر و منفردی از دور نظر ما را به خودش جلب کرد ، بطرف آن حرکت کردیم و از دور برآن کنجکاوانه نظر می کردیم تا نزدیک تر شدیم  وبا شوق بسیار آنها را دیدیم و با دیدن آنها نه انگاری که سختی سفر برما اثر گذاشته و از همان فاصله چندین عکس گرفتیم نزدیک آن شدیم بسیار هیجان انگیز و زیبا بود ، همان نقوش تکراری در کل ایران و کشورهای همسایه ایران را می توان در اینجا هم دید.
تعداد تخته سنگ هایی که برآنها نقوش حکاکی شده و قبلاً شناسایی شده 27 قطعه بوده که درآن گزارش اشاره ای به تعدادنقوش نشده، بررسی هایی که ما انجام دادیم، تعداد تخته سنگ های دارای نقوش 28 مورد می باشد که 5 مورد آنها به وسیله ابزارهای خاص به دونیم شده بودند ، جالب اینکه بعضی از تخته سنگ ها به این دلیل منهدم گردیده اند که افراد ناآگاه تصور می کرده اند که این نقوش رمز و راز و آدرس گنج هستند و در دل آنها گنج هایی پنهان است ، وجود همه این گودال های عمیق  در زیر سنگ ها و ایجاد شکاف های عمیق و متلاشی کردن آنها برگرفته از این خیال پردازی هاست. که باعث تخریب این آثار بی بدیل نیاکان ما شده است.
  

    BIG HORN SHEEP— rain, counting 
 
 

ردیف

نوع نقوش حکاکی شده روی بوم ها

در صد نقوش

I  

نقوش بزکوهی

94 درصد

II

نقوش انسان در حالت های مختلف (سواره درحال شکار باکمان و نیزه ، پیاده درحال شکار باکمان و نیزه ، ملبس و بدون لباس، دراز کشیده   ایستاده ودرحال نبرد با حیوانات

3 درصد

III

نوشتارهای خطی ، نمادها و...

ا درصد

IV

نقوش شتر یک کوهان و ...

ا درصد

V

نقوش جانورانی شبیه به سگ ، پرنده ، مارمولک و...

5/ درصد

VI 

نقوش بعضی حیوانات نامشخص و نیمه تمام و گیاهان

5/ درصد

 

    2  - مشخصات کلی تخته سنگ شماره یک در کوه ارنان یزد :

 Ñ -  بوم شرقی از تخته سنگ شماره یک :

I  - اندازه و ارتفاع بوم : ارتفاع بوم از سطح زمین بیش از 4  متر ،  عرض بوم  نزدیک به 3 متر و  طول  آن بیش از5 متر است .
II  - زاویه شیب و جهت بوم :
 
 این بوم از دو قسمت بالایی و پایینی تشکیل شده، شیب قسمت بالایی ازشیب قسمت پایینی بیشتر است.شیب قسمت فوقانی تقربیاً  75  درجه است وشیب قسمت پایینی تقربیاً 70  درجه است.

 III  - جهت  قرار گرفتن بوم :

جهت قرار گرفتن بوم روبه شرق است و بوم هایی که دارای چنین شرایطی هستند ، نقوش آنها از شانس ماندگاری بیشتری برخوردارند. نکته قابل توجه اینکه نقوش آنها از میزان هوازدگی و فرسایش کمتری نیز برخوردارند و انسان در نگاه اول احساس می کند از قدمت کمتری نسب به نقوشی که در جهت غرب واقع شده و شیب کمتری دارند و رنگ نقوش آنها شبیه بستر شده برخوردارند که این دیدگاه یک گمراهی است.

 IV - تعداد نقوش و نوع نقوش: تعداد نقوش در سطح پایینی بوم بدین قرار است:

 درسطح پایینی(شرقی) تخته سنگ :  پانزده مورد  نقوش بز کوهی ،  دو انسان سوار کار که دستان خود را بطرز خاصی باز نگه داشته اند ،  یک سوار کار درحال کمان اندازی ، یک حیوان شبیه به گراز و هشت نقش نامشخص دیگر که در مجموع  بیست و هفت نقش دارد.

 V - میزان هوازدگی نقوش :

 میزان هوازدگی و ریز فرسایش های بوجود آمده برروی نقوش این بوم بسیار کم است و رنگ حکاکی ها به رنگ نخودی در آمده اند ، در مقایسه با بوم هایی که در جهت غرب هستند و شیب کند دارند، بسیار جوان  می نمایند در صورتی که چه بسا این نمونه های شفاف از آن نمونه های مکدر قدیمی تر باشند که در جای خود به آنها خواهیم پرداخت.

 VI  - اندازه نقوش حکاکی شده :

 اندازه نقوش در سطح پایینی بوم متفاوت است از کوچکترین آنها که 2cm و بزرگترین آنها که نزدیک به 15cm است متفاوتند، شاید نمونه هایی بزرگتر از اینها هم در بوم های دیگر وجود داشته باشد.
 
 

توسط غارتگران میراث تاریخی گودال های عمیق در زیر بوم ها ایجاد شده که منجر به واژگون شدن و خرد شدن تعداد زیادی از کتاب های سنگی نیاکان ما شده استVII –میزان عمق حکاکی ها :

همه ی نقوش حکاکی شده از نوع سنگ نگاره های  Petroglyps  می باشند وبر اثر ضربه زدن های ( کوبشی Pecking ) دقیق و یک نواخت به وسیله سنگ برسنگ ، استخوان حیوانات بر سنگ و فلزات برسنگ  ایجاد شده اند، هیچ یک از نقوش به روش کششی  و با رنگ ایجاد نشده اند. عمق حکاکی ها از1تا 3mm متفاوت است و همه آنها از یک میزان هوازدگی برخوردارند و ظاهراً طی یک دوره زمانی مشخص حک شده اند  .

  VIII- جهت قرار گرفتن نقوش :

جهت قرار گرفتن تمام نقوش بزکوهی بجزسه مورد و انسان ایستاده در سطح بالایی تخته سنگ، همه به طرف سمت راست یا شرق است که شاید از حکمت خاصی پیروی می کنند، البته جهت نقوش دوسوارکارهم در راستای اکثر بز های کوهی و دیگر نقوش حک شده برروی سطح پایینی تخته سنگ قرار دارند.

 IX  - ابزارهای بکار رفته جهت حاکی ها :

ابزار های بکار رفته شده در ایجاد حکاکی ها براساس دوره آنها و سختی سنگ بوم می تواند متفاوت باشد ، بنظر نگارنده نقوش منظم بی تردید توسط ابزارهای نوک تیز و سخت ایجاد شده اند و نقوش غیر دقیق و بهم ریخته می تواند از ابزارهای غیر تیز همچون استخوان حیوانات یا سنگ های آذرین باشد که اینگونه سنگ ها هم در محوطه زیاد است.

 X  - نوع حکاکی ها :

 همانطور که در بالا ذکر شد تمام نقوش براثر ضربه های (کوبشی Pecking )  منظم و دقیق در کنارهم ایجاد شده اند (پیکسل ) و هیچ یک از نقوش دراینجا به روش کششی ایجاد نشده اند، بنظر نگارنده تمامی حکاکان از آموزش های خاصی برخوردار بوده اند که توانسته اند در مرحله اول بدون خراب کردن بوم ها، چنین نقوش منظم و دقیقی را، با داشتن حالت های مورد نظر (روح ) بیافرینند.

  XI – قدمت نقوش و دیگرآثار :

برای پی بردن به تقدم و تاخیرحکاکی نقوش ایجاد شده ، وقتی ما قادر به قضاوت و ارزیابی منطقی خواهبم بود که یک بوم با شرایط یکسان  (شیب و جهت بوم ) داشته باشیم ، بهترین ابزار های دقیق برای قضاوت دقیق سن نقوش درایران، باتوجه به نبود مکانیسم های علمی، مقایسه آنها با خطوط مشخص شناخته شده در دوره های تاریخی و ماقبل تاریخی است، که ما تاکنون در ایران از این طریق سال یابی نسبی داشته ایم (خطوط عربی با ذکر تاریخ ، خطوط پهلوی ساسانی و خطوط اشکانی ، خطوط میخی ، خطوط هندسی عیلامی و خطوط هیروگلیف ) البته میزان شیب کتیبه و جهت آن اگر نمونه ای سالیابی شده باشد با کتیبه ای با همین مختصات ( زاوایه ، جهت ، جنس سنگ ، شرایط آب و هوای یکسان) قابل مقایسه است. این گمانه زنی ها ، داده هایی نزدیک به کربن سنجی و تحلیل ریز فرسایش در بر دارد.

XII - میزان خدشه های وارد شده :

 سنگ نگاره ها توسط عوامل متعددی در معرض نابودی هستند :

فرسایش بیولوژی ( گل سنگ ها و دیگرگیاهان) ، فرسایش نمکی (نفوذ آب به درون سنگ ها و تبخیر آن آب  و باقی ماندن نمک حاصل از تبخیر  باران، که با ترکیب دوباره آب باعث انفجار در شکاف سنگ ها می شود)،  فرسایش  انجمادی ( نفوذ آب درون شیارها و انجماد آنها که باعث متلاشی شدن سنگ می شود ) 0 فرسایش حرارتی ( سرد و گرم شدن در  روز و شب  باعث انقباض و انبساط و متلاشی شدن بستر می شود ) فرسایش بوسیله اسید ها (  ترکیب آب باران با CO2  و ایجاد اسید کربنیک ) فرسایش بوسیله گازها ( در اثر سوزاندن زغال سنگ و دیگر سوخت های فسیلی ایجاد گاز های SO2 و CO2 می شود  که با نشست آنها بر سنگ باعث نابودی آنها می شود)  فرسایش تابش مستقیم نور آفتاب که باعث کم رنگ شدن و محو آثارآنها می شود واز همه خشن تر و بیشتر عوامل انسانی است ، ( نوشتن یادگاری ، جاده سازی ، سد سازی و... )  که می توان برای حراست از آنها اقدام به ساخت محفظه های آهنی همچون تارمی های آرامگاه ها، با میله های بلند فلزی و سقف های آهنی آنها را محصور و محفوظ کرد و از آسیب های طبیعی و انسانی  وارده به آنها باهزینه هایی ناچیز جلوگیری کرد.   
 

   نقش  های : مار مولک    LIZARD/GECKO— guide to spirit world ، شتر و انسان هایی نامشخص
 
 

 XIII - جنس سنگ و رنگ بوم : جنس سنگ کوه ارنان از نوع سنگ دولومیت:Dolomite )) است.

دولومیت یک کربنات مضاعف کلسیم و منیزیم CaMg(co3)2 است. چنانچه مقداری Fe+2 به جایMg+2 جانشین شود و مقداری اکسید آهن 5FeO% در سنگ دولومیت باشد این سنگ را آنکریت (Ankerite) می نامند که دارای رنگ حنایی است. درباره چگونگی تشکیل دولومیت عقاید مختلفی وجود دارد ولی مسلم این است که در آب دریا نمک های محلول منیزیم دار وجود دارد، این نمک های منیزیم دار به وسیله آب رودخانه ها که در مسیر  سنگ های منیزیم دار را در خود کم و بیش حل کرده. این نمک های محلول مقداری به صورت کربنات منیزیم می باشند و در نتیجه کربنات منیزیم با کربنات کلسیم به صورت مضاعف رسوب کرده و بعداً در اثر دیاژنز تشکیل دولومیت را داده اند. بعضی از محققین رسوب شناسی و سنگ شناسی بر این عقیده اند که دولومیت از رسوبات دریایی تشکیل نشده چون نمک های منیزیم دار به مراتب محلول تر از سنگ های کلسیم دار هستند و در نتیجه نمک های منیزیم دار از نقطه اشباع بسیار دور می باشند. بنابر این برای اینکه رسوب دولومیت تحقق پذیرد باید درجه غلظت آب دریا از نمک منیزیم دار بسیار زیاد باشد و این تبخیر شدید آب دریا می تواند کربنات منیزیم را به نقطه اشباع برساند. نظریه دیگری که در مورد تشکیل دولومیت بیان شده متاسوماتیسم (Metasomatism) (تغییر ترکیب شیمیایی سنگ یعنی جانشین شدن یک کانی به جای کانی دیگر) می باشد. طبق این نظریه  Mgبه جای Ca در کربنات کلسیم جانشین شده و تشکیل دولومیت داده است. در سنگهای دولومیت، کانی های تبخیری کمتر یافت می شود و آثاری از بقایای جانداران در آن مشاهده نمی شود. دولومیت ها اغلب به رنگ های مختلف سفید، تیره، زرد وقهوه ای مشاهده می شوند. شناخت سنگ دولومیت از آهک در وهله اول بوسیله اسید کلریدریک رقیق می باشد که این اسید روی آهک اثر کرده و حالت جوش را روی آن نشان می دهد ولی روی سنگ دولومیت بی اثر است. رنگ اولیه سنگ کوه ارنان سفید است که براثر اکسیده شدن رنگ آن به قرمز حنایی تغییر یافته است و بستر مناسبی برای هنرمندان حکاک در هزاره های ما قبل تاریخ بوده است ، همانطور که ذکر شد آثار باقی مانده از دریاچه  درشرق کوه برای استحاله و تغییرات  شیمیایی سنگهای کوه مذکور مشهود است.

   XIV -   تأثیر شیب و جهت بوم ها، بر میزان فرسایش سنگ نگاره ها:

  چنانچه سطح بومی که سنگ نگاره ها برروی آنها حکاکی شده است به صورت عمودی قرار داشته باشد به دلیل عدم ماندگاری آب و نفوذ کمتر آب در حفره های سطح سنگ، میزان فرسایش کمتراست. هرچه شیب سطح بوم کمتر باشد ، ضریب تخریب در آنها بیشتراست . درسطح افقی و در فضای آزاد بیشترین حد فرسایش ایجاد می شود. اگر زاویه سطح بوم با امتداد افق را با α نشان دهیم ضریب فرسایش را مطابق فرمول زیر می توان نوشت:

1+cosα ≈  E.F.

به عنوان مثال محاسبه فرسایش سنگ نگاره ای با زاویه 60 درجه نسبت به افق تقریباً چنین است: 

  5/1   = 1+ 60 cos 

 یعنی فرسایش این بوم 5/1 برابر سنگ نگاره ای است که بوم آن به صورت قائم قرار دارد و همچنین می توان گفت که میزان فرسایش سنگ نگاره‌ی روی بوم با زاویه 120 درجه نسبت به افق (  5/0   = 120 cos +1 ) نصف سنگ نگاره‌ی روی بوم با زاویه 90 درجه می باشد.

همچنین جهت قرار گرفتن بوم ها از لحاظ جغرافیایی در فضای آزاد دارای فرسایش هایی متفاوت است . به گونه ای که نگاره بوم های در جهت غرب، به دلیل تأثیر بیشتر باد، باران و تابش نور خورشید، نسبت به سنگ نگاره های روی بوم های در فضای باز در جهت شرق در معرض فرسایش شدیدتری قرار دارند. اگر زاویه عمود برسطح بوم با جهت شرق را با θ نشان دهیم ضریب فرسایش را مطابق فرمول زیر می توان نوشت:

1+θ/180 ≈  E.F.

 به عنوان مثال : میزان فرسایش برای سنگ نگاره ای که در فضای باز و جهت سطح بوم آن جنوب است تقریباًٌ 5/1=  180/90+ 1 برابر سنگ نگاره ای است که روی بوم آن در فضای آزاد به امتداد شرق قرار دارد و برای امتداد غرب تقریباً 2=  180/180+ 1 برابر می باشد.

 
XV -  چون و چرایی بوجود آمدن نقوش : موزه های سنگی ، هنرهای صخره ای

سنگ نگاره ها، آینه های تمام نمای زندگی نیاکان ما (مهر ، محبت ، سادگی و شادی)

 محوطه های سنگ نگاره ها در ایران باستان کتاب های سنگی هستند که نویسندگان وهنرمندان  آنها، در دوره های مختلف ، زمانی که انسان هنوز زبانی برای گویش و خطی برای نوشتن نداشته، بواسطه آنها حرف زده و شرح زندگی خود و دیگران وحتی محیط اقلیمی خود را تصویرکرده اند، سنگ نگاره ها، نماد هایی از: زبان ، خط ، آداب و رسوم ، اسطوره ها ، ادبیات و تعیین قلمرو و پیشرفت پلکانی بشریند،در واقع سنگ  نگاره ها، علایم و نشانه هایی هستند که از طریق آنها نیاکان ما توانسته اند زندگی کنند و دوام بیاورند.
 
 سنگ نگاره ها گنجینه های تجربه هردوره بشریتند که نسل به نسل انتقال یافته اند. شاید اگر سنگ نگاره ها نبودند آثاری از تمدن ، فرهنگ و پیشرفت امروزی هم نبود، مگر نه اینکه تمدن ها حاصل ساخته ها و تجارب بشری است.

XVI – ویژگی های مشترک و پیوستگی سنگ نگاره ها:

1 – وجود 90 درصد  نقوش بزکوهی باسبک و طرح های مشابه در کل ایران.

2- کهن بودن کلیه نقوش حکاکی شده باسبک و طرح های مشابه در کل ایران.

3- وجود هنردر آنها ( هنرهای صخره ای) همگون با کل سنگ نگاره های ایران.

4- انگیزه 90  در صد  نقوش حکاکی شده ریشه در اسطوره های ماقبل تاریخی دارد.

سنگ نگاره ها کهن ترین زبان گویای بشریتند  که در آنها رمز و رازهای بسیارنهفته است، برای درک آنها نیاز به عشق، ایثار وتعمق است ، این همان اکثیری است که اسرار و حلقه های مفقوده بسیاری را درآینده آشکارخواهند کرد. 
  برای شنیدن فریادهای مهجور آنها، سامانه های فوق لازم است ، به همین دلیل است که بعضی از کارشناسان متولی امورهم از درک پیام آنها عاجزند، چرا که برای  فهم زبان آنها عاشق شدن وعاشق بودن لازم است. شاید به همین خاطر است که پیرمرد 81 ساله هلندی پرفسورجان براور متخصص هنر صخره ای اروپا در یاد داشت های ارسالی خود به نگارنده، می نویسد : بهترین و پرهیجان ترین سال عمر من، سال  2008 است، روزی که می خواهم سنگ نگاره های مسحور کننده ایرانی را از نزدیک ببینم ، چراکه او فریاد رسای آنها را بخوبی و درستی می شنود . 
 


سواره ای با اسبی که چهره اش آسیب دیده و انسانی نامشخص درکنار صحنه هایی از شکار برای بقا و زیستن نه برای تفنن و ...

 
سنگ نگاره های ایران روزنامه های دیواری آن دورانند که هر کس به فراخور توان وحالش، بر سنگ های سخت، هنرهای جادویی آفریده است. یک دایره و نقطه ای در وسط  آن، به اندازه یک کتاب معانی و چون وچرا در بر دارد. با حک یک مار و دایره ای که در وسط آن نقطه ای قرار دارد، حکاک سرزمین خود را به بهترین وشیواترین کلام وصف کرده است . بایک دایره حلزونی با تمام دنیا درعصر خودشان هم پیام بوده اند ، باحک انسان بالداربر فراز کوه ها ودرون غارها، از ایران تا پارک زرد امریکا با سرخ پوستان بومی آن دیار پیامهایی با ظاهری یکسان داشته اند و شاید بدین طریق باهم ارتباط خاص داشته اند  و معنی این نمادها برای آنها در آن دوران براحتی قابل فهم بوده است ، حیرت آور ومسحور کننده است! مگر نه اینکه هنر زبان شیوای بشریت در همه زمان ها و مکان هاست، چرا ما از آنها مغفول مانده ایم و ازغفلت خود احساس کاستی نمی کنیم!
 
 

 
درکنار نگاره های باشکوه و پر رمز و راز، گودال های حفر شده و بوم های شکسته غم انگیز ترین پدیده های موجود درمحوطه سنگ نگاره های ارنان هستند. 
 
     سنگ نگاره ها یادگارهایی، از مردمانی است که در طول تاریخ جزسنگ های سخت هیچ ابزاری برای بیان هویت خود نداشته اند، آنها مردمانی عادی بوده اند که ثروت و مکنت نداشته اند تا هنرمندان عصرخود را بخدمت بگیرند ، خود هنر آفریده اند ، خود فرهنگ آفریده اند و در پای آنها مرده اند که قبرهای شکافته شده شان توسط چپاولگران میراث تاریخی با کمال تاسف قابل مشاهده است.
  سنگ نگاره ها هنرهای مردمی اند که بدون زر و زور حاکمان آفریده شده اند، درواقع فریاد رسای مردمانی است که در تاریخ جایی ندارند و در لایه های پایینی اجتماع عصر خود زندگی می کرده اند و مظلومانه هم مرده اند، لکن ازنظر آفرینش هنر عامه، در اوج کمال و معرفت گذران عمر کرده اند، به طبیعت عشق ورزیده اند و به پاکی  و صداقت زندگی کرده اند ، آسمان و زمین به مهر آنها به هم چسبیده بوده است.  مهر ، محبت ، سادگی و شادی.  
سنگ نگاره ها ، هنر ، ادبیات ، اسطوره ها، زبان و فرهنگ مردمان کلیه جوامع بشریتند ، اصالت زندگی در آنها موج می زند و این خصوصیات به درستی به نسل های بعدی انتقال یافته است ، لذا اصالت و هویت هرجامعه ای در سنگ نگاره های آن ملت نهفته است ، این همان چیزی است که محققین بشدت به دنبال آن هستند ( پرفسورجان براور: ما برای پی بردن به فرهنگ ایرانیان مطالعه سنگ نگاره های ایران را دوست داریم) یش از 90 در صد نقوش سنگ نگاره های ارنان یزد و دیگر نقاط ایران و حتی کشور های همسایه نیز بزکوهی است.   
 

چرا نقوش بز کوهی؟

بزکوهی نشان و نماد مردمان ایران باستان است و ریشه در اسطوره های بسیارکهن دارد. بزکوهی نمادی از فرشته ناجی مشی و مشیانه یا آدم و حوای زرتشتی است که بعدها بعنوان ناجی انسان از سختی ها، درخواست آب ، زایندگی و فراوانی نعمت مطرح  می شود. 

       ما ایرانیان مبتکر اهورا و اهریمن که همان سپیدی و سیاهی است هستیم؛ ضمن آن که به همراه کیومرث گادی نیز به زمین فرود می آید به نام یکتا آفریده, و درکتاب اوستا که از قدیمی ترین آثار ادیان دنیا است، کیومرث نخستین انسان پیش از آفرینش آدم وحوا است. هر ماه جشنی را برپا می کند، هرچند در شاهنامه اثری از آدم و حوا نیست، این کیومرث در متون زرتشتی, نه به عنوان نخستین شاه، بلکه به عنوان نخستین آدم معرفی شده است. بنابراین، برای پیدا کردن ردپای داستان آفرینش آدم در فرهنگ ایران، باید به سراغ این گونه متون برویم.
در کتاب بندهشن (Bonde Heshn) آمده است که هرمزد، "کیومرث" را از سوی چپ و "گاو" را از سوی راست، در روی زمین آفرید.
روزششم، کیومرث را آفرید، روشن چون خورشید. او (هرمزد) کیومرث را با گاو از زمین آفرید. کیومرث بر سوی چپ و گاو بر سوی راست آفریده شدند. او از روشنی آسمان، نطفه ی مردمان را فراز آورد. او از روشنی آسمان، نطفه ی گاوان را فراز آورد. زیرا این دو نطفه را که "آتش- تخمه" اند، نه "آب-تخمه" در تن گاو و کیومرث بداد تا افزایش یافتن مردمان و گوسفندان از آن باشد.  target=blank (بندهشن، 41)             
       در داستان کیومرث، از آفریده شدن حوا از دنده ی چپ آدم نیز خبری نیست. به جای آن که حوا از    دنده ی چپ آدم آفریده شود، گاو سوی راست ( دنده ی راست هرمزد؟) آفریده می شود. این گاو، بعدها، به دست اهریمن کشته می شود و از تخمه ی او جانوران و گیاهان به وجود می آیند. کیومرث هم به همین سرنوشت دچار می شود و به دست اهرمن کشته می شود و از تخمه ی او دو بوته ی ریواس می روید. در هر دوی این موارد، گاوی مقدس و یا آدمی مقدس شهید می شود و تخمه و یا خون او به زمین ریخته می شود تا باعث باروری و رویش گیاهان و زایش جانوران شود. رمز این آیین مقدس چیست؟ 
    همان طور که گفتیم، پس از مرگ کیومرث، دو قطره از نطفه ی او بر زمین می چکد و از این دو قطره ، دو بوته ی ریواس می روید. از این دو بوته ی ریواس، یک مرد جوان و یک زن جوان، به نام مشی و مشیانه به وجودمی آیند. مشی و مشیانه، پسر و دختر کیومرث به شمار می روند و با همدیگر خواهر و برادرند. در فرهنگ و ادبیات زرتشتی ذکر است که پس از گذشت چهل سال از حمله اهریمن، از نطفه کیومرث که بر زمین پاشیده شده بود ، مشی و مشیا نه (آدم و حوای زرتشتی ) بصورت دو بوته ریواس روئیدند و بعد بصورت انسان در آمدند . غذایشان تا مدت ها شیر((بزی)) بود که از پستان بزی می مکیدند.   ( صمدی 94: 1367) و از اینجاست که بزکوهی نمادی از ناجی مشی و مشیانه مطرح شده و اوفرشته ای بوده که خداوند برای نجات مشی و مشیانه در قالب بزکوهی فرستاده تا نسل بشر پا بگیرد ،  برهمین اصل آنها بر روی ظروف سفالی نگهداری آب و غذا، پلاک ها ، فرش ها و بیشترین آنها برروی سنگ های کوه ها ، دره و غارها که زیستگاه های آنها بوده ، نقوش بز کوهی را حک یا نقاشی می کرده اند تا این فرشته کمک کند تا  فراوانی نعمت (آب ، زایندگی ) وکمک کننده آنها ازسختی ها باشد.
 
سهراب سپهری نیز چنین گفته است:  
رنگ‌های شکم هوبره را، اثر پای بزکوهی را.
خوب می‌دانم ریواس کجا می‌روید،
 
 در واقع سنگ نگاره ها یا هنرهای صخره ای کهن ترین آثارتاریخی و هنری بجامانده از بشرند. به تعبیری بستربوجود آمدن حروف رمزی ، خط ، تبادل پیام ، زبان ، تاریخ ،اسطوره ها، هنر و فرهنگ از سنگ   نگاره هاست وآنها از بهترین ابزارهای رمزگشایی ماقبل تاریخ هستند، تعداد آنها فقط در یک منطقه محدود در ایران به بیش از 21 هزار مورد می رسد که  عمر بعضی از آنها  در غارها به چهل هزار ساPrehistoric ) ) می رسد1)) پروفسور مارسل اُت Perfessor Marcel Ot ، استاد پیش از تاریخ دانشگاه لیژ (بلژیک) ( و بشرتا کنون موفق به کشف هیچ پدیده تاریخی و هنری بدین قدمت نشده است.
     سنگ نگاره ها یا هنرهای صخره ای  نمونه های گسترده ای از یک هنر جهانی هستند که در بین کلیه هنرهای شناخته شده جهانی بیشترین سابقه را دارا هستند و به وسیله آنها به بهترین وجه ممکن احساسات هنری و زیبا شناختی بشر به نمایش در آمده است.
     سنگ نگاره ها ، دردوره ها و اقلیم های گوناگون دارای مقصودهای خاصی هستند. ثبت یک رخداد ، آرزوها ، صحنه هایی از آئین ها و اعتقادات ، رزم و شکار و ازهمه مهمتر انعکاسی از زندگی واقعی مردمان آن دوران ها در اقلیم های گوناگون است.   
      خطوط و نقوشی که بر دیواره سنگی کوه ها ، دره ها و غارها دیده می شود. برای تاریخ دانان ،جامعه شناسان ، مردم شناسان، باستان شناسان ، نماد شناسان ، دوستداران اسطوره ها ، تاریخ فرهنگ، تاریخ زبان و هنرهای تاریخی وتزیینی  وحتی زیست شناسان می تواند بسیار جالب ، معنادار و الهام بخش باشند.      
 آنها از بهترین سامانه های ایجاد کننده وحدت ملی در اقلیم های ایران و حتی جهانی اند و از همه مهم تر برای بشریت در بردارنده پیام های خود آگاه و ناخود آگاه از کهن تر ین اعصارند.
سنگ نگاره های ایران بیشترین رویکرد و گستره انتزاعیAbstraction و استلیزاسیون Abstruse سنگ نگاره های دنیا را به خود اختصاص داده اند. شاید یکی از دلایل روح تقدس در آنها و منبعث از یک اسطوره کهن و ملی در ایران باستان بوده باشد.
وقت بگذاریم،شاید از طریق دیدن آنها پی به درک پیام های مستتر و مکتوم ناگفته آنها ببریم، چرا که آنها نمادهایی ازهنر، صداقت، صفا و انسانیت از ادوار بسیار کهن ایران زمین می باشند
  
 

ردیف

شرح پارامترها و متغیرهای  بوم شماره دو از تخته سنگ شماره یک کوه ارنان یزد ،   تاریخ   2/1/87

تعداد کل

I

اندازه (طول ،عرض وارتفاع بوم از سطح زمین) : طول نزدیک به 2متر، عرض  1 متر، ارتفاع ازسطح زمین60 ساتنیمتر.

 

II

زاویه شیب: زاویه شیب 76 درجه .

 

III

جهت قرار گرفتن بوم :  جنوب غرب.

 

IV

تعداد نقوش  و نوع نقوش: بزکوهی 3 مورد ، انسان سواره  6 مورد ، سگ یا سگ سانان 3مورد ، نقوش نامشخص 5 مورد.

17مورد

V

میزان هوازدگی نقوش : به رنگ نخودی.

 

VI

اندازه  نقوش حکاکی شده :  تقربیاً   2 تا  18 سانتیمتر .

 

VII

میزان عمق حکاکی ها :  از 1 تا 3 میلیمتر

 

VIII

جهت قرار گرفتن نقوش : 6  نقش روبه چپ ،9 نقش روبه راست و4  نقش نا مشخص.

 

IX

ابزارهای بکار رفته جهت حاکی ها : سنگ ، استخوان حیوانات و فلزات .

 

نوع حکاکی ها : همه به روش ضربه زدن های (کوبشی،  Pecking) دقیق و پی درپی بوجود آمده اند و ازنوع Petroglypsهستند

 

XI

قدیمی ترین نقوش و آثار : نقش یک سوارکار و یک خط مستقیم غیر خواناست ، 1تا5 ق.م.

 

XII

میزان خدشه های وارد شده : علاوه برخدشه های طبیعی دوخدشه اساسی توسط انسان بر آن وارد شده حفر گودال در زیر آن و نوشتن یادگارهایی برسطح فوقانی بوم.

 

XIII

جنس سنگ و رنگ بوم  :  از نوع سنگ دولومیت:Dolomite )) و رنگ آن حنایی تیره است.

 

XVI

ویژگی های مشترک -
4- انگیزه 90  در صد  نقوش حکاکی شده ریشه در اسطوره های ماقبل تاریخی دارد.

 

 

 

 

ردیف

شرح پارامترها و متغیرهای  تخته سنگ شماره دو ازکوه ارنان یزد ،   تاریخ   2/1/87

تعداد کل

I

اندازه (طول ،عرض وارتفاع بوم از سطح زمین) : طول نزدیک به  متر، عرض 90 سانتیمتر، ارتفاع ازسطح زمین -.

 

II

زاویه شیب بوم : زاویه شیب 5 درجه .

 

III

جهت قرار گرفتن بوم :  جنوب غرب.

 

IV

تعداد نقوش  و نوع نقوش: بزکوهی 5 مورد ، خطوط  شبیه حروف پهلوی   2مورد.

7 مورد

V

میزان هوازدگی نقوش : تیره رنگ و یک مورد  هم رنگ بستر و نامشخص.

 

VI

اندازه  نقوش حکاکی شده :  3تا 18 سانتیمتر.

 

VII

میزان عمق حکاکی ها : 1تا 2 میلیمتر.

 

VIII

جهت قرار گرفتن نقوش : نا مشخص. توضیح : چون تخته سنگ از کوه جدا شده است.

 

IX

ابزارهای بکار رفته جهت حاکی ها : سنگ ، استخوان حیوانات و فلزات .

 

نوع حکاکی ها : همه به روش ضربه زدن های ( کوبشی ،  Pecking) دقیق و پی درپی بوجود آمده اند و ازنوع   Petroglypsهستند

 

XI

قدیمی ترین نقوش و آثار : نقش یک بزکوهی  که هم رنگ بسترشده 2تا6 ق.م  .

 

XII

میزان خدشه های وارد شده : ازکوه جداشده و بر زمین افتاده، چون فاقد شیب است به شدت درحال اضمحلال و نابودی است.

 

XIII

جنس سنگ و رنگ بوم  :  از نوع سنگ دولومیت:Dolomite )) و رنگ آن حنایی تیره

 

 
باتوجه به اینکه هرتخته سنگ یک اطلاعات شناسنامه ای خاص خود دارد نگارنده فضای کافی در اینجا ندارد که به همه آنها بپردازد و به این مختصر بسنده می کند.
 

ردیف

شرح پارامترها و متغیرهای  تخته سنگ شماره n  کوه ارنان یزد ،   تاریخ  X

 

I

اندازه (طول ،عرض وارتفاع بوم از سطح زمین) :

 

II

زاویه شیب:.

 

III

جهت قرار گرفتن بوم : 

 

IV

تعداد نقوش  و نوع نقوش:.

 

V

میزان هوازدگی نقوش :

 

VI

اندازه  نقوش حکاکی شده : 

 

VII

میزان عمق حکاکی ها :

 

VIII

جهت قرار گرفتن نقوش :

 

IX

ابزارهای بکار رفته جهت حاکی ها :

 

نوع حکاکی ها :

 

XI

قدیمی ترین نقوش و آثار :

 

XII

میزان خدشه های وارد شده :

 

XIII

جنس سنگ و رنگ بوم  : 

 

XVI

ویژگی های مشترک و پیوستگی سنگ نگاره ها:

 

 
 
با احترام - محمد ناصری فرد  .بهار87

 - شهزادی‌‏‎ دینیار‏‎ -‎یزد‏‎



  سنگ نگاره های یزد 2


کوه ارنان در فاصله یکصد کیلومتری جنوب شرقی یزد و در حوزه دشت گسترده بهادران یزد به صورت کوهی منفرد سر برافراشته است . ارتفاع این کوه 840 متر، محیط آن در حدود 25 کیلومتر و سنگهای کوه از جنس سنگ های رسوبی آهکی دوره نئوژن از دوران سوم زمین شناسی است در دامنه ضلع شرقی ، غربی کوهپایه ارنان تعدادی چشمه و رشته قنات هایی کم عمق و کم آب وجود دارد که موجب پیدایش تعدادی مزرعه و روستای قدیمی در پیرامون این کوه شده است. سنگ نگاره های موجود این منطقه در سال 1374 در راستای بررسی باستان شناسی کشور از سوی مدیریت میراث فرهنگی استان یزد توسط هیاتی به سرپرستی نگارنده مورد شناسایی و بررسی باستان شناسانه واقع شده است .     
  در این بررسی موقعیت محل قرار گرفتن هر کدام از سنگ نگاره ها در منطقه که بیشتر در ضلع شرقی، غربی کوهپایه و در پیرامون این کوه منفرد ، در بعد مسافتی حدوداً 4 کیلومتر مجموعاً 27 قطعه سنگ به ابعاد مختلف است که موقعیت آنها به روی نقشه توپوگرافی منطقه مشخص شده تا امکان دسترسی به منظور بازدید و مطالعات بیشتر و همچنین اجرای برنامه های حفاظتی از آنها آسان و میسر باشد. تفسیر نقش و نگارهای روی سنگ در کوه ارنان یزد : می دانیم که تامین غذا یک نیاز اساسی و روزمره برای همه موجودات است و این نیاز، همواره انسان ، موجود برتر روی این کره خاکی را که قادر به تفکر و برنامه ریزی برای رسیدن به هدف هایش است بر آن داشته تا از توانایی خود ، اعم از عقل و هوش، نیروی بدنی و بویژه قدرت خارق العاده انعطاف پذیری انگشتان دستانش (قدرت ابداع، اختراع و خلق هنر و...) برای رفع این نیاز به استفاده کند . با ملاحظه و بررسی دقیق سنگ نگاره های کوه ارنان چنین استنباط می شود که همگی این نقش و نگاره ها با وسیله و ابزاری فلزی احتمالاً آهنی و فولادی با عمق حدوداً یک تا سه میلی متری و با ضربه زدن بر روی سنگ های این کوه که از جنس آهکی و زیاد سخت نمی باشد حک شده است، البته این نقوش در بعضی از سنگ ها بسیار واضح و مشخص است و در برخی دیگر در اثر گذشت زمان به علت فرسایش باد و تخریب حاصل از برف و باران اکنون به صورت کم رنگ و یک خراش سطحی مشاهده می شود و از این رو برای یافتن و کشف این سنگ نگاره ها در سطح منطقه می بایست دقت زیادی به عمل آورد. به طوری که در عکس های سنگ نگاره های موجود مشاهده می شود، نقوش موجود شامل انواع مختلف بزکوهی شاخ بلند (کل) ، انسان سوار بر مرکب(حیوانات اهلی مانند اسب، اشتر و الاغ)، انسان سوار بر حیوان و تیر و کمان به دست ، انسان برهنه (مرد برهنه نیزه به دست) مرد برهنه گرز به دست، تعدادی سگ شکاری اهلی، تعدادی نقوش حیواناتی مانندآهو یا بزهای کوچک و نقشی از پرنده ای نمادین (سمبلیک) که از هر کدام فقط یکی دو مورد وجود دارد . در این سنگ نگاره ها دو مورد نوشته با خطوط اسلامی نیز مشاهده می شود که در یکی از آنها جمله بسم الله الرحمن الرحیم و دیگری در بردارنده نام اسلامی محمد و محمود است.
      شایان ذکر است در بدو کشف این آثار ، تعدادی از محققان و باستان شناسان در مورد کشف این آثار اظهاراتی کرده اند از قبیل این که آثار متعلق به زندگی انسان های عصر حجر و دوره نوسنگی است و تاریخی بین 10 تا 12 هزار سال را بر این آثار گذاشته بودند اما نگارنده با توجه به بررسی دقیق و کار شناسانه و ارائه دلایل علمی و مقایسه این گونه هنر سنگ نگاره های موجود در نقاط دیگر کشور بویژه غار دوشه، دره میرملاس و هومیان و برد سفید در کوهدشت و یا نگاره های بر روی سنگ در دره خره هنجیر شهرستان مهاباد و یا نقوش حکاکی شده در دیوین الوند همدان، همچنین مشابه این گونه آثار در خارج از کشور به عنوان مثال سنگ نگاره هایی در کوه های هندوستان و غیره که تاکنون گزارش شده است، به نظرمی آید هنرمندان و نقش آفرینان این آثار که فرسنگ ها از یکدیگر فاصله زیستی دارند همگی تخیلات و فرهنگ هنری مشابهی داشته اند و به راستی در خلق هنر و تراوش اندیشه به یک زبان هنری سخن می گویند. کشف جدیدی از سنگ نگاره های مشابه در روستای هس بخته گلویک شواز در هشتاد کیلومتری جنوب غربی شهر یزد و باویژگی مهمی که بر روی یک قطعه از این سنگ نگاره های یافت شده بیت شعری است که در گوشه این نگاره به زبان فارسی حک شده است با مضمون "چو برخوانی دعا کم" و در زیر بین اسم شخصی به نام علی محمدلر با تاریخ عربی سنه ثلاث عشره سبعمائه (713 ه.ق) دیده می شود یعنی دقیقاً تاکنون 707 سال از قدمت آثار این منطقه می گذرد .
به منظور مقایسه نقوش کنده کاری شده کوه ارنان بویژه سنگ نگاره اصلی که تصویر سه مرد برهنه و عریان نیزه و گرز به دست و سوار بر مرکب و تیر و کمان به دست و غیره مشاهده می شود شاید بتوان آن را قدیمی ترین آثار مربوط به انسانهای عصر حجر دانست. شاید منظور نقد کننده این نقوش بر روی سنگ، بویژه تکرار نقش حیواناتی مانند بزکوهی و ترسیم صحنه هایی چنین شگفت انگیز و یا هدف از تکرار این نقوش افزایش ذخیره شکار بوده است و یا این که تکرار این نقوش بر روی سنگ، نوعی سرگرمی و تفنن برای چوپانان و یا شکارچیان در گذر روزمره زندگی فصلی شان در این منطقه یا ترسیم تخیلات خود، به رسم یادگار بر روی سنگ بوده است و هدف خاصی را در این مورد نداشته اند. در هرحال کنجکاوی انسان عصر حاضر به شناخت گذشته خویش روزی با کمک علم و نه تخیلات قادر خواهد بود پرده از این اسرار بردارد، چرا که دریافته است که " انسان بدون گذشته ، انسان بدون حافظه است" پس می کوشد تا گذشته خویش را بهتر و روشن تر بشناسد و آینده ای مطمئن تر برای همنوعان خود بنیان گذارد . به امید آن روز! و....1
سابقه حضور آدمیان در این مناطق که گذشته ای سبز داشته اندبه دوره های نخست بشری می رسد. اگرچه جست وجوهای علمی و مطالعات هنری ما در جغرافیا اندک بوده، ولی هرگاه تلاشی شده، توانسته ایم چیزهای نو و بدیع بیابیم. آسیب زمان، بسیاری از آثار تاریخ را به آرامی در طبیعت از بین برده است و برخی از این آثار به دست افراد ناآگاه تخریب شده اند. البته علی رغم تمام این فراموشی ها و تخریب ها هنوز نمونه های بکری موجود است که می تواند جست وجوگر فرهنگ را اشباع کند. با نگاهی گذرا به چگونگی شکل گیری تاریخ بشری می توان دریافت که نخستین نیاز انسان که همان تهیه غذا بوده، از طریق شکار برآورده می شده است و درآن دوران بشر هنوز کشاورزی را نیاموخته بود و تنها راه امرار معاش، شکار حیواناتی بود که هنوز رام نشده بودند و پس از آن، آدمی آموخت از پوست و استخوان این حیوانات نیز به نفع خود بهره برد.علائم و آثاری که طی سال ها مشاهده شده نشان از علاقه آدمی به ثبت وقایع دارد. انسان همواره وقایع، تمایلات، خواسته ها و تخیلات خود را ثبت کرده و شاید یکی از راه های پیشرفت بشری همین امر بوده است. آدمی با ثبت آنچه روی داده، یا علاقه مند به روی دادن آن است، برای نسل های آینده، نشانی بر جای گذارده که نسل های بعدی با استفاده از آن به تجربیاتی در این زمینه دست یافته اند. یکی از این علائم و آثار، روابط انسان و طبیعت بوده است. انسان شکارگری که نقش شکارها و حیواناتی را که بعد از شکارگری رام کرد بر سنگ ها و صخره ها حک کرده است. در قرن ها پیش و با امکاناتی که نسبت به تکنولوژی امروزی، وجود نداشت یا بسیار کم بود، بر سطح صخره ها و کوه هایی که مأمن و پناهگاه وی بود، نقش های خاصی را حکاکی کرده بود. این نقش ها گاهی با کندن سنگ و برخی نیز با رنگ و به گونه نقاشی ایجاد شد. در اثر حوادث و رویدادهای طبیعی حکاکی و حجاری که نسبت به نقاشی مقاوم تر بودند، هنوز بر سنگ ها، مانده اند و رازهایی از قرن ها قبل با خود حمل کرده ، از جاده پرپیچ و خم تاریخ گذرانده و به دنیای امروز ما رسانده اند. ((ارنان در 80 کیلومتری یزد واقع شده که در گویش محلی به آن ارنون می گویند. در واقع ارنان نام کوهی است، بسیار دیدنی و خاص و نه چندان مرتفع ، اما زیبایی خاصی دارد و گویی در مقیاسی کوچک تر شبیه دماوند است. کوه ارنان در پهنه سینه کویر، میانه دشتی وسیع، با قامتی مخروطی شکل سر برافراشته و در دامان خود روستای کوچکی به نام ارنان را پرورده است. کوهی صخره ای و پرصلابت در سینه بیابان، فضایی اسطوره ای و عرفانی را بر روح آدمی مستولی می کند.در طی مسیر از شهر یزد به سوی «تفت» حرکت می کنیم و از مسیر پر پیچ و خم کوهستانی منطقه زیبای سانیج می گذریم تا آبادی سخوید جلوه گری و رخ نمایی کند و پس از آن به نیر می رسیم. پس از گذر از جاده ای پر پیچ و خم در دامن کوهستان و عبور از آخرین تنگه «سانیج» دشتی فراخ و گشاد آغوش باز کرده و ورود رهگذران را به سینه خویش خوش آمد می گوید. در این گستره کوهی یکه و تنها، با رنگی کبود و تیره قد برافراشته و نگاه آدمی را خیره خود می کند.از آبادی «نیر» تا «ارنان» حدود 20 کیلومتر فاصله است و در گذر این مسافت جانداری به چشم نمی آید و تا نزدیکی کوه جاده آسفالته خلوتی امتداد مسیر را نشان می دهد. پس از آن راهی که خوشبختانه هنوز به دست انسان ها «پاکوب» نشده و سنگلاخ است، در سکوتی ژرف انسان را به دامنه این کوه سترگ می کشاند. دردامنه ارنان لکه های سبزی که مبین آبادی است، جلوه گری می کند. یکی از این سبزهای دور روستای ارنان است. روستایی که نام خود را از کوه به عاریت گرفته و هزاران سال در دامن پر مهر مام خویش آرمیده است. روستایی کم جمعیت و عزلت گزین که بسیاری از خانه هایش، متروک و مطرود شده انسان ها است. دودی از روزنی به نشان حیات بر نمی آید و در روستایی که بیش از پانصد نفر جمعیت در آن ساکن نیست، کسی از حجاری های باستانی مطلع نیست و از اسناد چندین هزار ساله نشانی ندارد. تنها زنی سالخورده بنا به شنیده های سالیان دور به امامزاده ای در دور دست به نام «قدمگاه» اشاره می کند. به سوی امامزاده، در ضلع شرقی دامنه، حرکت می کنیم. راه پرفراز و نشیب را طی می کنیم. در حالی که خاک و غبار بیابان بر سر و رویمان نشسته و آفتاب سوزان دشت همراه با نسیمی چهره را نوازش می کند، صدای جاری آب چشمه ای، وجد و شادی در ضمیر آدمی را دو چندان می سازد. در دل سبزه زاری هر چند کوچک چشمه ای می جوشد و چند درخت کهنسال را که سایه چترگونه خود را بر دمن افکنده اند، سیراب می کند. موسیقی آب و باد با صدای قهقهه کبک که در صخره ها طنین انداخته، ما را فارغ از زمین و زمان، گویی در جهانی دیگر و یا هزاره ای قبل از این زمان، قرار داده است.دمی نشستن کنار چشمه و محظوظ شدن در هوای اسطوره ای دشت آرامشی بی مانند نصیبمان کرده است. صخره های منقش مانند کهربایی ما را به سوی خود جذب می کنند، از چشمه تا مکان استقرار سنگ های سخنگو فاصله ای نیست. به سوی آنها حرکت می کنیم، گویی به قرن ها پیش گام می گذاریم.حجاری های ارنان بر صخره های منقش، تصاویری از حیوانات و انسان ها به چشم می خورد که این نگاره ها به روش کوبیدن سنگ بر سنگ حکاکی شده است. تصاویر حیواناتی به اندازه 10 الی30 سانتیمتر که بیشتر به صورت نیمرخ حک شده اند؛ سگ، بز، گوزن، اسب، گاو و برخی موجودات غریب دیگر، همراه با انسان های شکارگر و ابزار و ادوات شکار نظیر، تیر و کمان، نیزه و نقش هایی نمادین با ساختاری همگون، نقش های حک شده بر سنگ ها هستند و مانند کتیبه ای تاریخی اطلاعات جالبی از انسان عهد عتیق در اختیار می گذارند. عمق حکاکی ها متفاوت و رنگ ها نیز مختلف است و نشانگر دوره های متفاوت و حکاکان عصرهای مختلف است. البته دلیل پیدایش همه آنها یکسان است وآن ثبت تاریخ آن دوران است. انسان شکارگر اعصار دور، روزها کوشیده است تا رویاها و وقایع زندگی خود را در پیروزی بر شکار، بر سطح صاف سنگ در کمینگاه خویش ثبت کند و به این ترتیب شکارهای موجود در حوزه زندگی خویش را مانند شناسنامه ای برای نسل های آتی به یادگار گذاشته اند. انسان شکارگر، هزاران سال پیش با قلم«سنگ» کتابی نوشته، منقوش و زیبا و گشوده در برابر آفتاب و باد، که با ما سخن می گوید و با زبان هنر و تصویر که زبانی جاودانه است، نه با کلمه که مقهور زمان است. ارزش تاریخی و باستان شناسی سنگ های ارنان، برابر سندهای مکتوب مربوط به عصر میانه سنگی و اوایل دوره نوسنگی است. آثار تصویری ارنان با سنگ نگاره های باستانی منطقه«تیمره»، در اطراف گلپایگان و حجاری های «قابوستان» در 50 کیلومتری شهر باکو پایتخت آذربایجان و آثار آرنهم لند در استرالیا و «فزان»در لیبی و «تاسیلی» درصحرای آفریقا وآثار تصویری سر در ورودی غار«آدورا» در سیسیل و برخی آثار متأخر غار «سه برادر» در فرانسه و همچنین قابل مقایسه با آثار «هزار سم» در افغانستان است.2 صحنه هایی از رزم و شکار همگون با اکثر سنگ نگاره های ایران ، متعلق به دوره های قبل از کشاورزی  
 
گردآورنده : محمد ناصری فرد
 

 
 
تاریخ ارسال: 1389/03/03 ساعت 11:40 ق.ظ | نویسنده: m. d | چاپ مطلب 0 نظر