.:| مرمت آثار و ابنیه تاریخی |:.

- Historic Building Reparation

هانیبال الخاص (نقاش)

Hannibal Alkhas

 

Read more to go and do not forget to comment



زندگی

او در ۱۳۰۹ از پدر و مادری آشوری در کرمانشاه به دنیا آمد ولی چون پدرش کارمند گمرک بود، هر چند وقت یکبار از شهری به شهری دیگر می‌رفت.[۲]

در چهارده‌سالگی برای اولین بار توسط جوانی به نام آلکسی گیورگیز که نقاشی را در روسیه فرا گرفته بود، با رنگ و روغن آشنا شد. هانیبال با اشتیاق به نزد او می‌رفت و پالت (تخته شستی) او را پاک می کرد. رنگ‌ها را برایش می‌چید و به نقاشی‌هایش نگاه می‌کرد. و به گفتۀ خودش "گاهی هم کاغذ و رنگ به من می‌داد و می‌گفت نقاشی کن." [۱]

بعدها او نقاشی را به صورت جدی نزد استاد جعفر پتگر دنبال کرد. وی دو سال و نیم در کلاس پتگر آموزش کلاسیک نقاشی دید و سپس به آمریکا رفت. او در آمریکا مشغول تحصیل در رشتۀ طب بود، اما این رشته رها کرد و ابتدا فلسفه و سپس نقاشی خواند. هانیبال الخاص، در آمریکا نقاشی آموخت و در رشته ایلوستراسیون (تصویرسازی) لیسانس و فوق لیسانس گرفت. در سال ۱۹۵۶ میلادی لیسانس هنرهای تجسمی و در سال ۱۹۵۸ فوق لیسانس همین رشته را از انستیتوی هنر شیکاگو (ایلی نوی) گرفت.[۳]

از همان آغاز کار، هانیبال احساس کرد که انسان برای او از هر موضوع دیگری جالب‌تر است: "خیلی دوست داشتم به قیافه و نگاه آدم‌ها فکر کنم و عمق عواطف، اندوه، تکبر، خودخواهی، مهربانی آنها را دریابم." و همچنین او گفته بود: "در دانشگاه، از کلاس کشیدن اندام انسان‌ها لذت می‌بردم. بیشتر دوست داشتم بروم در کلاس‌های مدل زنده، نقاشی کنم. در همان کلاس بود که برای اولین بار کارهای ذهنی کردم. آن کار ذهنی پر از صورت‌های آدم بود. تخیلات بیشتر روی کارهایی بود که در آن اندام انسان و چهرۀ انسان بود، ولی اولین باری که در کارهایم موضوعی را نگه داشتم و تکرارش کردم و بعدها به صورت امضاء کارهای من شد، وفور آدم بود." به گفتۀ خودش، او در آغاز کار خیلی بی‌برنامه بود: " یک صورت اینجا و یک صورت آنجا می‌گذاشتم؛ یک اندام را اینجا و یک اندام را آنجا. بعد کم کم پرداختم به پیوند آنها، اولین رابطه‌ای که در ایران زیاد به آن برخوردم، صف بود. آدم‌های پشت سر هم ایستاده، صف دراز آدم‌ها. از اینجا تا ابتدا و تا بی‌نهایت، تا قیامت دارند می‌روند و حتا یک زمانی تابلوهایی داشتم که چیزی نبود جز صف‌‌های مختلف آدم. چپ و راست می‌رفتند تا ناپدید می‌ شدند."[۱]

الخاص در هنرستان پسران، دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران، دانشکدهٔ مانتیسلو ایالت ایلینویز آمریکا و دانشگاه آزاد درس داد. هانیبال الخاص چهار کتاب در زمینهٔ آموزش هنر تالیف کرد و برای ده‌ها کتاب طرح روی جلد کشید. او عضو دوره‌های مختلف دوسالانه نقاشی معاصر ایران در دهه ۳۰ و ۴۰ بود و مدت دو سال گالری گیل گمش را که از اولین گالری‌های معاصر ایران بود، اداره کرد. در دهه پنجاه نیز چهار سال در روزنامه کیهان نقدی هنری نوشت. بعد از انقلاب به عضویت شورای هنرمندان و نویسندگان ایران درآمد و در سال ۱۳۵۸ عضو هیئت اجرائی آن شد. او به همراه عده‌ای از هنرمندانی که به حزب توده گرایش داشتند، دیوارهای سفارت آمریکا را با طرح‌ها و نگاره‌های ضدامپریالیستی نقاشی کرد. سوای هنر نقاشی که دلمشغولی اصلی اش بود، او به شعر هم عشق می‌ورزید.


فعالیت‌های کاری

  • تولید صدها متر نقاشی بر روی بوم٬ کاغذ و نقاشی دیواری
  • برپایی بیش از ۱۰۰ نمایشگاه خصوصی و ۲۰۰ نمایشگاه گروهی در ایران، اروپا، کانادا، آمریکا و استرالیا[۴]

وی ۳۵ سال به تدریس مشغول بود از جمله:

  • ۵ سال در هنرستان پسران
  • ۶ سال در دانشکدهٔ مانتیسلو ایالت ایلینویز آمریکا با سمت مدیرگروه و دانشیار
  • ۱۷ سال در دانشکدهٔ هنرهای زیبای دانشگاه تهران،
  • ۷ سال به طور موقت در دانشکده هنر دانشگاه آزاد تدریس کرد.

افزون بر تدریس نقاشی او:

  • در سال ۱۳۵۹ نگارخانه گیلگمش را که یکی از نخستین نگارخانه‌های معاصر ایران بود در تهران تاسیس کرد و ۲ سال مدیر آن بود.
  • از سال ۱۳۵۳ به مدت ۴ سال در روزنامه کیهان نقد هنری نوشت.
  • طراحی روی جلد ده‌ها کتاب و مصور سازی اشعار مختلف را انجام داد.
  • ۴ کتاب در بارهٔ آموزش هنر تالیف کرد و چندین کتاب به زبان فارسی یا آشوری ترجمه کرد.


آثار


الخاص تاکنون به جز هزاران تابلوی کوچک و بزرگ، ۳۰۰ متر مربع نقاشی دیواری و نیز ۳ پردهٔ ۱۵ قطعه‌ای و ۴ پردهٔ ۸ قطعه‌ای آفریده‌است. یکی از مهم‌ترین آثار هانیبال تابلوی ۱۵ قطعه‌ای آفرینش می‌باشد. وی در سال ۱۳۸۱ در موزهٔ آزادی ۵۰ سال نقاشی خود را (۳ سال دیرتر) جشن گرفت.

وی که تا کنون برای ده‌ها کتاب روی جلد کشیده و شعر مصور کرده، خود نیز ۴ کتاب در آموزش هنری تالیف کرده‌است.

الخاص علاوه بر نقاشی به ادبیات نیز توجه داشته، چون پدر و عمویش هم هر دو از شعرای بنام زبان آشوریاند.[۱] او هزاران بیت، دوبیتی، هایکو، قصیده، منظومه و غزل سروده و ۱۵۰ غزل حافظ را به زبان آشوری، (همراه با بیش از ۵۰ تصویر از آثار خودش) با حفظ وزن و قافیه و معنا و طنز، ترجمه کرده‌است که حاصل سی سال تلاش پیگیر اوست. از نیما یوشیج ، ایرج میرزا ، میرزاده عشقی و پروین اعتصامی نیز آثاری را به آشوری برگردانده‌است.


نمایشگاه‌ها


تا کنون بیش از ۱۰۰ نمایشگاه اختصاصی و بیش از ۲۰۰ نمایشگاه گروهی در ایران، اروپا، کانادا٬ آمریکا و استرالیا داشته‌است.

هانیبال در نمایشگاه‌هایش با طنز و ابتکارهای مختلف مانند: برقراری هپنینگ‌ها ، انتخاب محیط انبار برای نمایشگاه ، حواله کردن بیل(!) ، نقاشی‌های پر از هزلیات عبید زاکانی و مولوی کوشیده تا سلیقهٔ نمایشگاه روهای مقرراتی را به هم بزند.


چند جمله از هانیبال الخاص

  • غرب را بی فرهنگانه تقلید نکنید، آخرین ایسم مهم‌ترین یا بادوام‌ترین شیوه نیست.
  • دروغ کم گفته‌ام و این بزرگ‌ترین دروغم است!
  • از سوسیالیستی که پس از مرگ عموی ثروتمندش می‌فهمد پول حلال مشکلات است خوشم نمی‌آید.
  • من در نقاشی خود را رنگ شناس می‌دانم.
  • از کسانی که واژه‌های دهاتی و عمله را به جای ناسزا به کار می‌برند بیزارم.
  • اگر من در اروپا ۶۰ سال یک نانوای موفق بودم، احتمالاً برای بزرگداشت من دکانی را با تنوری زیبا هدیه می‌دادند!
  • بیایید لا اقل در ارومیه از ساختمان‌های خرابه‌تان یا زمین‌های متروک، چهاردیواری دورش بکشید و تابلوهای مرا آنجا بگذارید، من تابلوهای زیادی دارم که به آنجا هدیه کنم.
  • هر وقت نگاه می‌کنم که چطور شده که من نقاش شده‌ام، می بینم تصادف‌هایی بوده، امکاناتی در کنار من بوده که چه بسا دست خود من هم نبوده، یعنی اتفاق افتاده و من شده‌ام نقاش
  • مردم از آویزان کردن نقاشی چهره ترس روانی دارند. باید این ترس را از بین برد. ما باید به فرهنگ دیواری خود که سطح بسیار نازلی دارد بیندیشیم.

مرگ

هانیبال الخاص روز سه شنبه، ۲۳ شهریور سال ۱۳۸۹، در سن ۸۰ سالگی درگذشت.

او خرداد ماه ۱۳۸۹ به دلیل بزرگداشتی که شاگردانش در خانه هنرمندان ایران برای وی برگزار کرده بودند، به ایران سفر کرد و تمایل داشت در صورت تامین هزینه‌های بیماری و بیمه شدن در کشور خود بماند[۵] اما به دلیل محقق نشدن این، امر مرداد ماه به آمریکا بازگشت و ۲۳ شهریور به دلیل حاد شدن بیماری سرطانش و کهولت سن در ایالت کالیفرنیای آمریکا در گذشت.[۶] درگذشت هانیبال الخاص از قضا با برپایی نمایشگاه «هنر معاصر ایران» در گالری ماه مهر تهران مصادف شد که آثار او را نیز دربر دارد.[۱]

وی در مصاحبه‌ای زندگی در هشتمین دهه زندگی خود را معجزه دانسته بود: "معجزه‌ای است چون تعداد بیماریهای من بسیار زیاد است ولی تا این سن رسیده‌ام. تا به حال سه بار قبلم را جراحی کرده‌ام. در کودکی مالاریا گرفتم. کلا از کودکی خیلی آدم سالمی نبودم. میانگین عمر افراد خانواده‌ام ۶۵ سال بوده و من فعلاً ۱۵ سال بیشتر عمر کرده‌ام.خوب این خیلی خوب است." [۵]


منابع

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ ۱٫۳ ۱٫۴ به یاد هانیبال. جدید آن لاین. بازدید در تاریخ ۲۵ شهریور ۱۳۸۹.
  2. هانیبال الخاص نقاش ایرانی درگذشت. بی‌بی‌سی فارسی. بازدید در تاریخ ۱۵ سپتامبر ۲۰۱۰.
  3. هانیبال الخاص درگذشت. وب‌گاه رادیو زمانه (در تاریخ ۲۴ شهریور ۱۳۸۹). بازدید در تاریخ ۲۵ شهریور ۱۳۸۹.
  4. هانیبال الخاص در ۸۰ سالگی درگذشت (فارسی). خبرآنلاین (در تاریخ ۲۴ شهریور ۱۳۸۹). بازدید در تاریخ ۱۳ سپتامبر ۲۰۱۰.
  5. ۵٫۰ ۵٫۱ نقاشی که پرتره‌های شاعرانش ناتمام ماند. خبرگزاری مهر (در تاریخ ۲۴ شهریور ۱۳۸۹). بازدید در تاریخ ۲۵ شهریور ۱۳۸۹.
  6. هانیبال الخاص، آغازگر طراحی فیگوراتیو درگذشت. خبرگزاری میراث فرهنگی. بازدید در تاریخ ۲۵ شهریور ۱۳۸۹.
  • ماهنامه کلک شمارهٔ پی در پی ۱۴۷
  • هانیبال الخاص، نقاش نوگرای ایرانی درگذشت



درباره هانیبال الخاص

شاعر و نقاش واژه ها


هانیبال الخاص متولد ۱۳۰۹ کرمانشاه
۱۹۵۶ - لیسانس هنرهاى تجسمى از انستیتوى هنر شیکاگو - ایلى نوى
۱۹۵۸ - فوق لیسانس هنرهاى تجسمى از انستیتوى هنر شیکاگو - ایلى نوى
۱۹۵۹ - تأسیس گالرى گیل گمش (اولین گالرى هنرمدرن درتهران)
۱۹۵۹‎/۶۳ - معلم هنرستان عالى پسران
۱۹۶۴‎/۶۹ - پروفسور دپارتمان هنرهاى تجسمى کالج مونتسلو - آلتون، ایلى نوى
۱۹۶۸‎/۶۹ - رئیس قسمت هنرهاى تجسمى کالج مونتسلو - آلتون
۱۹۷۳‎/۷۵ - نقد هنرى در روزنامه کیهان - تهران
۱۹۶۹‎/۸۰ - استاد دانشکده هنرهاى زیبا - دانشگاه تهران
۱۹۸۰‎/۸۲ - تدریس خصوصى و مکتب شناسى هنر در تهران و دانشگاه برکلى و دانشگاه یو.سى.ال.اى (کالیفرنیا)
۱۹۹۲‎/۲۰۰۵ - استاد هنرهاى تجسمى در دانشگاه آزاد اسلامى - تهران
۱۹۹۷ و ۹۹- عضو هیأت ژورى بى ینال نقاشى موزه هنرهاى معاصر تهران
- برپایى بیش از ۴۰ نمایشگاه انفرادى و گروهى در داخل و خارج از کشور
* تألیف، ترجمه و نوار شعر:
فارسى:
- ۱۰ داستان کوتاه (منتشر شده در روزنامه ها و مجلات).
- مجموعه ۵ جلدى براى مدارس تکنیکى ایران شامل طراحى، نقاشى، تاریخ هنر و مجسمه سازى.
- ترجمه بیوگرافى دیوید آلفارو سیکروس (نقاش مکزیکى)
- ترجمه ۱۰۰ شعر از کارول سند برگ
- نوار اشعار انتخاب شده از نیما یوشیج

آشورى:
- اشعار قومى
*ترجمه هاى فارسى به آشورى: ۱۹۸۳‎/۹۶ - ۱۲۰ غزل از حافظ به صورت نوار
* ترجمه هاى فارسى به انگلیسى:
- ترجمه هاى اشعار فارسى با همکارى برایان برگلاند
* روى جلد و تصویرسازى:
- بیش از ۲۰ طرح روى جلد براى مجموعه هاى منتشر شده

از هانیبال الخاص به عنوان یک معلم با ۴۰سال سابقه تدریس و هانیبال الخاص به عنوان یک نقاش با ۶۰ سال سابقه حضور، باید نکته هاى آموختنى و حرف هاى شنیدنى بسیارى انتظار داشت. و اما هانیبال کیست؟
۱۲ یا ۱۴ سال داشت که در اراک آموزش نقاشى را شروع کرد. اولین معلم او (گورگیز) ۱۶ سال داشت و براى توفیق و بسیارى از مجلات فکاهى آن سال ها کاریکاتور مى کشید. پدر هانیبال کارمند گمرک بود، در نتیجه هر چند وقت یکبار از شهرى به شهر دیگر منتقل مى شد. به تهران منتقل شدند. هانیبال با این که دستش لرزش داشت از پدر خواست نام او را در یک کلاس نقاشى بنویسد. معلم بعدى هانیبال، جعفر پتگر بود.
کلاس پتگر، پیش از آن که منتقل شود به خیابان هدایت، در خیابان جمهورى (شاه سابق) سه راه شاه بود. دو سال و نیم الخاص در کلاس پتگر آموزش دید. تا اینکه راهى آمریکا شد. جعفر پتگر پرتره اى از شهریار با سه تارش کشیده بود که جلوى چشم بود و همین پرتره باعث شد که هانیبال اصرار کند تا پرتره بکشد. شیوه آموزش پتگر کپیه بردارى از نقاشى هاى کلاسیک بود. یکى از همکلاسى هاى الخاص در این کلاس، بیژن صفارى بود که عقیده داشت نقاش نباید کپیه بردارى کند. این دو (هانیبال و بیژن) از طریق کتاب و کارت پستال با امپرسیونیست ها آشنا شده بودند و پیکاسو را آدم متقلبى مى دانستند.
قبل از مسافرت هانیبال به آمریکا، او با یک پرتره در یک نمایشگاه گروهى در خانه وکس (انجمن ایران و شوروى سابق) شرکت کرد. این پرتره اى بود از خواهرش با رنگ و روغن. هانیبال الخاص به آمریکا رفت که طب بخواند، اما فلسفه خواند و بعدتر نقاشى.
نقاشى را در «آرت انستیتو» که استادهاى خوب اروپایى و روسى داشت، خواند. در آن زمان در آمریکا «آبستره» اوج گرفته بود. جکسون پالاک، دکونیننگ، فرانس کلاین و ...، هانیبال الخاص پس از ۸ سال درس و ۶ سال کار (کار در کارخانه وسترن الکتریک) در رشته ایلوستراسیون لیسانس و فوق لیسانس گرفت.
وقتى به ایران برگشت مدتى در اداره بهداشت مددکار اجتماعى بود و بعد هم شد معلم هنرستان پسران. بعد گالرى «گیل گمش» را راه انداخت که بیشتر کار کسانى را به نمایش گذاشت که نمایشگاه اول شان بود. مثل: پیلارام، زنده رودى، قندریز، دادخواه، بروجنى و صفرزاده. هانیبال الخاص از ۱۳۴۸ تا ۱۳۵۸ در دانشگاه تهران و قبل از سال ۴۸ در هنرستان پسران تهران تدریس کرده است. در مجموع او از سال ۱۳۴۰ تاکنون به تناوب در هنرستان، دانشگاه تهران، دانشگاه هاى آمریکا، دانشگاه آزاد و کلاس هاى خصوصى اش به تدریس هنر پرداخته است.
الخاص تنها به عنوان یک نقاش شناخته نمى شود، چرا که او تاکنون هزاران دوبیتى، قصیده، هایکو، منظومه و غزل به زبان آشورى سروده و چهار کتاب آموزش هنر تألیف کرده است. ده ها قصه کوتاه به فارسى و آشورى نوشته و تعداد بسیارى طرح روى جلد کتاب ترسیم کرده است. اخیراً هم صد غزل حافظ را به آشورى ترجمه کرده و براى هر کدام یک مینیاتور به شیوه الخاص مصور کرده است. کتاب جامعى نیز از مجموعه مقالات، مصاحبه ها و یادداشت هاى او در دست انتشار است. الخاص آمیزه اى است از شاعر معلم، نقاش و قصه گو. او تاکنون بیش از سیصد نمایشگاه فردى یا گروهى برگزار کرده است که برخى از آنها غیرمنتظره، ابتکارى و به یادماندنى هستند. براى مثال او در دهه پنجاه، نمایشگاهى در نگارخانه شیخ برگ